پشه هایی که از یک بمب میگ عراقی بدتر است . 27/01/65

 

 

نزدیک ظهر برادر امینی اعلام کرد که بعد از ناهار به طرف فاو حرکت می کنیم . بعد از خوردن ناهار به

طرف فاو حرکت کردیم (حدود ساعت 3:30) .

ساعت حدود ده شب به سوله های اروند رسیدیم . نماز خوانده ، مقداری نان و پنیر به عنوان شام

خورده بعد خوابیدیم . از خصوصیات بارز منطقه وجود پشه های تیزچنگی است  که وقتی آدم را می

زند از یک بمب میگ عراقی بدتر است . ولی خوب عیبی ندارد در راه خدا هرچه سختی بکشیم ارزش

دارد . به قول معروف (( هر که طاووس خواهد جورهندوستان کشد)) . ما که آمدیم جنگ باید این

سختیها را هم به جان بخریم . جنگ این مسائل را هم دارد . در جنگ که نقل و نبات پخش نمی کنند .

 

 

ما در ره دوست نقض پیمان نکنیم          گرجان طلبد دریغ از جان نکنیم

 

 

 

برای مردن تیر و ترکش لازم نیست

 

 

داشتیم برمی گشتیم عقب . سر راه دیدم ده ، دوازده نفری افتاده اند رو زمین . از بچه های خودمان

بودند . رفتیم بالاسرشان . نه تیری خورده بودند ،  نه ترکشی ،  نه هیچ . سرم را گذاشتم روی سینه

یکیشان . قلبش  می زد ؛ آرام آرام آرام .

 توی گرمای شصت ، هفتاد درجه ، برای مردن تیر و ترکش لازم نیست . چند ساعت آب نداشته

باشی کافیست .

منبع : کتاب روزگاران (کتاب عطش) روایت فتح