سعيد عزيز  

پس از سلام اميدوارم که حال شما خوب باشد و در ظل توجهات حضرت ولي عصر ارواحنالتراب مقدمه الفداه  زندگي را به خوشي بگذرانيد و در خدمت به اسلام بيش از بيش موفق باشيد . اگر از احوالات حقير خواستار باشيد سلامتي حاصل و به دعاگويي شما مشغول مي باشم .

باري دوست عزيز ، نامه پر مهر و محبت شما عصر امروز بدستم رسيد و باعث خوشحالي شد از اينکه يادي از حقير نموده ايد خيلي خيلي متشکرم . بنا به وظيفه گفتم زودتر برايتان جواب نامه را بفرستم .

دوست عزيز از قول من به کليه دوستان خصوصا محسن جديدي ، صفر ، حسين قضاتلو ، بنادکوکي ، سيدکاظمي ، سلطاني ، حسيني ، محسني ، برادر مهدي و ديگر دوستمان که اسامي شان در خاطرم نيست سلام گرم برسان و ارادت خالصانه حقير را نسبت به يک يک آنها بيان کن . سعيد جان خيلي دلم برايتان تنگ شده و باور کنيد که اکثرا در کلاس ها از کلاس خارج شده و پيش شما مي آيم (البته از نظر فکري) و بقول معروف (فيلمان ياد هندوستان مي کند) که حقيقتا برايم تمرکز حواس و اين که به يادآنجا نباشم حداقل در موقع مطالعه دروس مشکل است و در صدد هستم چنانچه توفيق داشتم در تعطيلات بين ترم که با تعطيلات عيد همزمان مي باشد مدتي به جبهه بروم و تلاشم بر اين است که بتوانم مجددا در جوار شما باشم .

سعيد عزيز امتحانات ترم اول سه روز ديگر شروع مي شود و وضع دروس هم خيلي فشرده است دعا کنيد که از اين امتحانات (که البته اين امتحانات مجازي است و امتحان حقيقي امتحان خداست) و امتحانات خداي متعال روسفيد و سربلند بيرون بيايم (انشاء الله) .

در خاتمه از اينکه نامه را کوتاه نوشتم و حتما با غلط مي باشد از شما معذرت مي خواهم . از قول من به جديدي هم بگو " بابا خيلي باحالي ، قرار بود براي من تلفن کني خوب ما رو اينجا ميخ کردي و بي خبر گذاشتي رفتي دست شما درد نکنه" . بيش از اين مزاحمت نمي شوم و ضمنا اگر سرت درد گرفت به بهداري تيپ 20 برو  و يک قرص آسپرين بگير .

سعيد عزيز جا دارد که من هم به تو بگويم که شما در نامه تان شکسته نفسي کرده ايد انشاء الله که همگي بتوانيم خود را با اخلاص در صراط مستقيم و خط امام بسازيم .

 

12/12/63

باميد زيارت کربلا

سيدمهدي