دست نوشته شهید سعید طالبی
۱۳۶۴/۱۱/۰۷
دیشب ساعت حدود ۱۲به گردان بر پا زدند بدون اطلاع واحدها ، بعد از اینکه بیدار شدیم چون چادرها کم بود کسی برای داد و بیداد کردن به طرف چادرها نیامده بود . بعد از تیراندازی در زمین صبحگاه به خط شدیم ، حرکت کردیم به طرف منطقه مانور گردانها که در مقابل چادرهای گروهان ها می باشد . بعد از اینکه حرکت کردیم به منطقه که رسیدیم انفجارات شروع شد . در میان انفجارها ، گردان به ستون دو شد . همه دوباره برگشتیم به زمین صبحگاه . برادر مجتهدی معاون گردان صحبتهای عرفانی خیلی جالبی کرد که همه بچه ها گریه می کردند . بعد از مقداری صحبت درباره عدم پیروزی در عملیاتها که علتش کم شدن معنویت ذکر می شد ، برادر مجتهدی بچه ها را به حال خودشان گذاشت تا هر کس گریه می کند بکند. من هم حدود یکساعت فقط به خودم فکر کردم . به پرونده سیاهم ، خودم رویم نمی شد که از خدا چیزی بخواهم . آخر وضعم خیلی خراب است اگر چیزی از خدا بخواهم نمی گوید آن چیزی را که من گفتم تو چرا عمل نمی کردی ؛ بعد من هیچ جوابی ندارم . بعد از اینکه مقداری فکر کردم رفتم خوابیدم .
آثار بجا مانده از شهداي 8 سال دفاع مقدس که بنا بر فرمايش رهبر فرزانه انقلاب همچون گنجينه هاي بياد ماندني مي باشند مسئوليت خطيري را بر دوش کساني که اين آثار را در اختيار دارند مي گذارد . از شهيد سعيد طالبي نيز آثار بيادماندني باقي مانده که بدون شک انتشار آن باعث تجديد خاطرات فراواني براي دوستان و همرزمان آن شهيد و همچنين آشنايي نسل سوم انقلاب با رشادتها و دلاوريهاي رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و شهداي جنگ تحميلي خواهد شد . در بیست و چهارمین سالگرد شهادت آن شهيد بزرگوار که با حضور همرزمان آن شهيد در بيت شهيد برگزار گرديد ، اشتياق همرزمان شهيد به مطالعه دست نوشته هاي بجا مانده و مرور خاطرات ثبت شده که بعضا نيز با اسامي خود در دست نوشته ها مواجه مي شدند فضاي بسيار معنوي را ايجاد نموده بود لذا به اين فکر افتادم تا اين وبلاگ را طراحي و آثار شهيد را در معرض ديد ملت شهيد پرور ايران علي الخصوص دوستان و همرزمان شهيد قرار دهم . از حمايتهاي معنوي خانواده شهید علی الخصوص پدر شهيد سعيد طالبي نيز که مشوق اینجانب در راه اندازی وبلاگ بودند کمال تشکر و قدرداني را مي نمايم . اميدوارم دوستان و همرزمان شهيد با ارسال مطالب خود ، ما را در پربارنمودن محتواي وبلاگ ياري کنند .