غم عشقت بیابان پرورم کرد

هوای وصل بی بال و پرم کرد

به من گفتی صبوری کن صبوری

صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد

من آمده ام گدای این در گردم

مشمول عطا و لطف داور گردم

 

با دست تهی آمدنم عیبی نیست

عیب است که با دست تهی برگردم

حسین جان

تقدیم به برادر و استاد عزیزم ، دوست با وفا و زحمتکش گروهان از واحد مخابرات

عزیز دل و نور چشم سعید طالبی

امیدوارم که زحمات بی دریغ شما مورد رضای خداوند قرار گیرد و همواره ما را از دعای خیر فراموش نکنید چون سخت محتاج دعای دوستان هستم

برادرت رضا پوراحمد - جبهه مهران - روز عاشورای ۱۳۶۴ - سنگر مخابرات