خاطره ای از برادر مجید رمضانی
سعید یه ساعت مچی کامپیوتری داشت که یه برنامه تو ساعتش بود که آهنگ پخش می کرد . سعید هر موقع خونه ما میومد برادرم کوچکم سعید ساعت رو می گرفت و تا وقتی که سعید (طالبی) از خانه ما برود با آن ساعت بازی می کرد . دیگه خود سعید هر وقت میومد خونه ما ، اول ساعت مچی اش رو باز می کرد می داد به داداشم بعد میومد داخل خونه ، یه اخلاقی هم که سعید (طالبی) داشت این بود که با وجود اینکه ما خیلی با هم صمیمی بودیم اما هیچوقت داخل منزل نمی آمد ، داخل حیاط یک درخت تنومندی داشتیم که همیشه می رفتیم زیر درخت می نشستیم و صحبت می کردیم . می گفت اینجا راحت ترم . هیچکس هم از این مسیر عبور نمی کرد . بارآخری که اومد خونه ما ، هیچوقت یادم نمی ره ، وقتی ساعتش رو به سعید ما داد موقع رفتن دیگه ساعت رو پس نگرفت و گفت : برای خودت .
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:35 توسط حسین
|
آثار بجا مانده از شهداي 8 سال دفاع مقدس که بنا بر فرمايش رهبر فرزانه انقلاب همچون گنجينه هاي بياد ماندني مي باشند مسئوليت خطيري را بر دوش کساني که اين آثار را در اختيار دارند مي گذارد . از شهيد سعيد طالبي نيز آثار بيادماندني باقي مانده که بدون شک انتشار آن باعث تجديد خاطرات فراواني براي دوستان و همرزمان آن شهيد و همچنين آشنايي نسل سوم انقلاب با رشادتها و دلاوريهاي رزمندگان 8 سال دفاع مقدس و شهداي جنگ تحميلي خواهد شد . در بیست و چهارمین سالگرد شهادت آن شهيد بزرگوار که با حضور همرزمان آن شهيد در بيت شهيد برگزار گرديد ، اشتياق همرزمان شهيد به مطالعه دست نوشته هاي بجا مانده و مرور خاطرات ثبت شده که بعضا نيز با اسامي خود در دست نوشته ها مواجه مي شدند فضاي بسيار معنوي را ايجاد نموده بود لذا به اين فکر افتادم تا اين وبلاگ را طراحي و آثار شهيد را در معرض ديد ملت شهيد پرور ايران علي الخصوص دوستان و همرزمان شهيد قرار دهم . از حمايتهاي معنوي خانواده شهید علی الخصوص پدر شهيد سعيد طالبي نيز که مشوق اینجانب در راه اندازی وبلاگ بودند کمال تشکر و قدرداني را مي نمايم . اميدوارم دوستان و همرزمان شهيد با ارسال مطالب خود ، ما را در پربارنمودن محتواي وبلاگ ياري کنند .