خدمت پدر عزیز و بزرگوارم سلام عرض می کنم

بعد از عرض سلام ، آرزوی سلامتی شما پدر عزیز و گرامی همچنین خانواده تان را از خداوند منان

خواهان و خواستارم و امیدوارم همیشه در کارهایتان بویژه در مشکلات زندگی همچون کوهی استوار

و پر استقامت و پابرجا و موفق بوده باشید .

پدرجان ! نامه پر از مهر و محبت شما که حاکی از ابراز احساسات آن پدر عزیز نسبت به این فرزند

حقیرتان بود را دریافت و زیارت کردم .

 پدرجان ! در نامه تان حرفهایی را نوشته بودید که بنده را با نوشتن آن شرمنده کرده بودید . اولا که

بنده لایق آن همه محبت شما نیستم چون من تا بحال در طول عمرم هیچ کاری که به نفع شما باشد

را انجام نداده ام یعنی هیچ کار مفیدی برای شما انجام نداده ام ثانیا من اصلا ارزش این مساله ای که

نوشتید را ندارم (مساله دوری) . به هر حال بگذریم . امیدوارم بتوانید از سکوتم آنچه که در درونم می

گذرد را بخوانید .

 نوشته اید که فشار روحی دارید می خواهم به شما بگویم که اگر من در این موقعیت وظیفه ام آمدن

به جبهه و رزمیدن باشد وظیفه شما تحمل این سختی ها و فشارهای روحی می باشد و مطمئن

باشید آن اجری که یک رزمنده مومن و مخلص در جبهه می برد به توسط جهاد ، شما هم با تحمل آن

فشارها کمتر از آن اجر نمی برید و در این راه هرگونه سختی و مشکلات برایتان پیش آید مطمئن

باشید خداوند اجری برایتان در آن دنیا قرار داده است و همیشه این در ذهنتان باشد که " ان الله مع

الصابرین" .