تو این مدت که با ایشان  آشنا شدم نمی دونستم که برادر دو شهیده . خودش در مورد این مسائل اصلا صحبتی نمی کنه ، مگه  سوال کنی ، .

تازه وقتی هم  سوال کنی چیز زیادی دستگیرت نمی شه ، مثل بعضی از بچه های جنگ که خیلی سخت می شه ازشون حرف کشید . یک روز

که داشتم سایت گردان حمزه رو چک می کردم ، کنارم نشست ، بعضی چهره های عکسها را می شناخت . تازه فهمیدم که خودش هم گردان

حمزه ای بوده ، یکی از برادران شهیدش بنام قاسم هم گردان حمزه بوده ، اسم شهید را که در سایت گردان حمزه جستجو کردم تعدادی عکس

نمایش داده شد . بعد شروع کردیم اسم شهدای محل و رزمنده های محل را جستجو کردن . عکسها که نمایش داده می شد عمدتا افراد را می

شناخت . بعضی ها که به شهادت رسیده بودند و بعضی ها هم در سپاه و جاهای دیگر مشغول خدمت بودند . در حین توضیحات متوجه شدم که

تعداد زیادی عکس از آن دوران دارد . قول گرفتم که عکسها را در اختیارم بگذارد که در اسرع وقت این کار هم انجام شد . یکسری نگاتیو هم

بود که بنا بر اظهار ایشان تا کنون ظاهر نشده بود . عکسها را اسکن کردیم و نگاتیوها را هم با اسکنر ظاهر کردیم . تصاویر نگاتیوها عمدتا

مربوط به مراسم تشییع پیکر شهید سیداصغر خبازی بود که شاید این تصاویر برای اولین بار از این وبلاگ نمایش داده می شود . انشاء الله

تصاویر مربوط به آلبوم برادر حاج حسن گودرزی را در وبلاگ به نمایش می گذاریم .

 یاد و خاطره شهیدان قاسم  و محمود گودرزی را گرامی می داریم

و بر مادر این شهیدان درود می فرستیم که حتی قلم هم در ستایش این جمله زیبا و زینب وار

این مادر شهید ناتوان ماند :  

دوست داشتم دخترانم هم پسر بودند تا آن‌ها را هم تقدیم اسلام کنم.